زیر چتر آبی(دل نوشته های من)
زیر چتر آبی(دل نوشته های من)

زیر چتر آبی(دل نوشته های من)

فقط برای خودیها

عشق‌بازی در مسیر میهن‌دوستی و میهن‌پرستی


زادگاه من ایران است و به این نام افتخار می‌کنم و به آن عشق می‌ورزم.

ایران گفتمان من است و برای این گفتمان بزرگ و مقدس جریان‌سازی خواهم کرد.

هدف‌مندسازی و نظام‌مندسازی نیز در مسیر درست خود پیش خواهد رفت تا اینکه به قرارگاهی برسم که بتوانم در آن آرام و قرار داشته باشم.

وقتی عشق من میهن من است پس عشق‌بازی در راه میهن نیز برایم گوارا خواهد بود.

هر کسی برای عشق خود فداکاری می‌کند و من نیز فدایی میهن خود هستم تا عشق‌بازی‌هایم به معنای کامل برسد.

خدا را سپاسگزارم که در سنین خیلی کم دنیا را شناختم و ارزش‌های واقعی را فهمیدم تا عمرم را به بطالت نگذرانم.

حال با تو سخنی دارم ای کسی که این نوشته‌ها را می‌خوانی:

قبل از اینکه به آخرین لحظات عمر خود برسی، دنیا را بشناس و ارزش‌های واقعی را از جاذبه‌های فریبنده تشخیص بده.

کار دشواری نیست.

فقط کافیست که نخواهی خود را بفریبی.

همین.


تاکتیک سیاسی امنیتی

پس از انتشار سخنان رئیس‌جمهوری اسلامی ایران در روز شنبه شانزدهم اسفند ماه سال یکهزار و چهارصد و چهار در باره برخی موارد مربوط به درگیری‌های بین ایران و امریکا و رژِیم صهیونیستی که برداشت‌های متفاوتی از آن صورت گرفت، بلافاصله دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری ایالات متحده امریکا نسبت به این سخنان واکنش نشان داد و منویات قلبی خود و اربابان خود را برملا کردو با تهدید مردم ایران گفت:

به نظرم رسید که شاید این اقدام دکتر مسعود پزشکیان یک تاکتیک سیاسی امنیتی برای آشکارسازی واقعیت‌هایی بود که برخی از افراد داخل و خارج کشور هنوز در باره آنها تردید داشتند.

حال دیگر هیچ نکته ابهامی وجود ندارد که دست کثیف نظام سلطه و استکبار جهانی از آستین امریکا و رژیم صهیونیستی بیرون زده و بطور تمام قد در مقابل ملت ایران قد برافراشته تا به خیال خام خودشان مقاومت و ایستادگی ایرانیان را در مقابل فریب و ستم فریب‌کاران و ستمگران جهانخوار در هم بشکنند و مانع از اشاعه این رفتار ضد استکباری در بین ملت‌های جهان گردند.

پس باید بر این ابتکار عمل رئیس‌جمهوری کشورمان آفرین گفت و تلاش او را برای نمایاندن دست کثیف متجاوزان امریکایی و صهیونیستی ستود.


با خودم عهد بسته بودم که...

شب و روزم با اندیشه‌هایی که آموختم سپری می‌شود و برای فردا و فرداها برنامه‌ریزی می‌کنم تا شاید امید در کالبد روحی‌ام بیشتر دمیده شود و روزگاری تازه‌تر پدید آید.

باغ آرزوها شکوفه می‌زند و پس از ریزش شکوفه‌ها، در انتظار میوه درختان خیره می‌شوم.

حال که به میوه رسیدم خود را ناتوان‌تر از آن می‌بینم که با آرامش به چیدن میوه‌ها بپردازم.

گفتمانی عمیق در وجودم به قلیان می‌رسد و به بار نشستن زحماتم را می‌ستاید.

دیگر بار خود را در میان باغی می‌بینم که ...